سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک

شاه یحیی و پیر میکده

سلام بی معرفت تر از تو هرگز ندیده ام .

آخر آدم هم خانه اش را رها می کند .
آنقدر نیامدی که خانه تکانی کردم 
و دیوارهای خانه را طرحی نو زدم
شاید غبار دلگیری ؛ دور شود از سر این خانه .
شاید تو بیایی ...
بی معرفت سلام هایم جواب ندارد ؟ 



شاه یحیی : به پیر میکده

 

 

 


نوشته شده در شنبه 95/11/23ساعت 12:46 صبح توسط shahyahyapiremeykade نظرات ( ) |

دلم بهانه گرفته تو را نمی بیند 
نوای سرخوشی کودکانه را نمی بیند 
به صد بهانه و هزار ترانه ی دیرین
تو را که ماه جهانی کردمت اسیر
ولی چه سود که روی تو را ای ماه 
این دل بهانه گیر من بعد از این نمی بیند 

شاه یحیی : به کسی که هرگز نمی توانم بشناسم 

نوشته شده در شنبه 95/11/23ساعت 12:40 صبح توسط shahyahyapiremeykade نظرات ( ) |

سلام 

یک سالی می گذرد که دیدمت .

یک سالی می شود که مطمئن شدم هرگز مرا به یاد نخواهی آورد .

یک سال می شود که حسرت همیشه ندیدنت در دلم لانه کرده است .

یک سال پر تکرار ؛

پر تشویش ؛

پر اضطراب

و بدون هیچ امیدی .

اما باز دلم برایت تنگ شده است هر چند دیگر شکی ندارم که مرا هرگز به یاد نخواهی آورد .

اگر روزی دلت گرفت و ندانستی از چه دلتنگی ، غریبان را دعا کن .

شاید آنقدر گرفتار باشم که جز با دعای تو گرفتاری ام حل نشود .


شاه یحیی : به بت دیوانه ی من 

27 / 10 / 1395 

 


نوشته شده در دوشنبه 95/10/27ساعت 4:51 عصر توسط shahyahyapiremeykade نظرات ( ) |

سلام 

فردا سالگرد روزی است که دنیا افتخار دیدار تو را یافته است 

و تو با تمام خوبی هایت به این دنیا قدم گذاشته ای

و من نیز از این میان افتخار دوستی تو را یافته ام .

دوست عزیزم ، تولدت مبارک .

برای تو از خداوند مهربان آرزوی سعادت ، سلامت ، موفقیت و شادکامی و نیک نامی می کنم .

 تولدت مبارک 

  


شاه یحیی : به : صمیمی دوستم پیر میکده 


نوشته شده در سه شنبه 94/11/13ساعت 5:0 عصر توسط shahyahyapiremeykade نظرات ( ) |

برای آمدنت سیب خواهم کاشت

انار خواهم کاشت

و شاید هم کمی گندم .

گندم های بهشت را چه کسی کاشت من نمی دانم

ولی برای دیدن تو از همان خواهم کاشت .

هنوز چند دانه ای از آن میان دستم هست 

که برای دیدنت نگه داشته ام .

تو فقط یادت باشد در مسیر آمدنت از میان گندمزار بگذری ؛

که نذر آمدن توست .

تعجب نکن که نامه ی امروز من بوی گندم دارد ؛ شنیدم از مادرم که گندمزارها را دوست تر داری . 



شاه یحیی : به : بت دیوانه ی من 


نوشته شده در یکشنبه 94/11/4ساعت 1:33 صبح توسط shahyahyapiremeykade نظرات ( ) |

   1   2      >

 Design By : Pichak